بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
804
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
درخت خرمايى بود كه بعضى از شاخههاى آن بخانهء همسايه رسيده بود و هر گاه صاحب آن درخت بر بالاى آن درخت به جهت چيدن خرما رفتى اگر احيانا از آن خرمايى بخانهء همسايه افتادى و اطفال همسايه آن را برداشتندى آن مرد از درخت پائين آمده آن خرما را از دست اطفال جبرا و قهرا گرفتى و اگر آن اطفال دانهء خرمايى را در دهن داشتندى بانگشت آن را از دهن ايشان بيرون آوردى نعوذ باللّه من قساوة القلب روزى آن مرد همسايه شكوهء آن شخص قسى القلب را به خدمت حضرت رسالت پناه معروض داشت حضرت مالك درخت را طلبيد و فرمود آن درخت خرما را به من بدرخت خرمايى در بهشت به فروش آن بدبخت دنيا و آخرت راضى به آن نشد ابو الدحداح چون اين سخن را از حضرت شنيد و دانست كه خاطر مبارك آن حضرت به خريدن آن درخت متعلق است نزد مالك درخت كه او از مالك جهنم آزادى ندارد رفته بعد از گفتگو و ممانعت بسيار آن درخت را ازو خريد بخرماستانى در مدينه كه مشتمل بر چهل درخت خرما بود و پس از آن نزد حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله بعرض رسانيد كه آن درخت را از مالكش خريدم و حضرت آن درخت را از ابو الدحداح بدرختى كه در بهشت بوى دهد بخريد و بهمسايهء آن بدترين خلايق بخشيد تا آنكه ميوهء آن درخت را صرف خود و صرف اطفال خود نمايد و ازين حكايت حق تعالى درين سوره خبر ميدهد و ميفرمايد كه سعى مردمان متفاوت و مختلف است بعضى مثل صاحب نخل سعى و تلاش براى دنيا ميكنند و بعضى مانند ابو الدحداح سعى براى احراز مثوبات اخروى ميكنند طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ بنا برين « مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى » ابو الدحداح خواهد بود و « مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى » صاحب نخله ، و « لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى » نيز مالك نخله است « وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى » ابو الدحداح است « وَ لَسَوْفَ يَرْضى » يعنى زود باشد كه ابو الدحداح راضى شود وقتى كه خود را در غرفات جنت آسوده بيند در خبر است كه هر گاه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله بخرماستان ابو الدحداح بگذشتى ، فرمودى كه